سلام به همه اونهایی که مهربانند ویه دنیا دوستشون داریم

.
میلاد امام رضا (ع) امامی که هم دوست داشت دشمنانش رو راضی نگه داشته باشه هم دوستانش رو مبارک
.
دختر عزیزم فکر نکن روز دختر رو یادم رفته بود واینجا برات چیزی ثبت نکردم بدون که من به داشتن این رحمتی که خدا به من هدیه کرد روزها شکر گذارم ودنیای دخترانه ات را می پرستم واز تو موجود لطیف زندگیم عاشقانه نگهداری میکنم
.

پنج شنبه چه روز خوبی بود با تمام علاقه وشور وشوق راهی شدم ولی متاسفانه الیانا خسته بود ولجباز از لباس پوشیدنش شروع کرد به ایراد گرفتن واشک ریختن منهم میدونستم که چون نخوابیده وخسته است کاری بهش نداشتم واجازه دادم طبق سلیقه خودش لباسش رو بپوشه تا هم خودش آروم باشه هم اون روزخوب رو به بدی نگذرونیم
.
وقتی وارد محوطه بیرون تالار شدم اول از همه چشمم به هستی جون خورد قربونش برم که پوست صورتش همرنگ لباسش شده بودکه رفتم پیشش ومامانشون رو زیارت کردم نوشن عزیز که بسیار خانوم وبا وقار بودند
.

همراهشون مامان پریسای عزیزم رو هم دیدم که از آشناییشون خوشحال شدم.
بعد یه پسر شیطون وشیرین ودوست داشتنی که معرف حضور خیلی هاست رو دیدم و لپش رو کشیدم وازش پرسیدم پس کو امیر شهیاد
؟یونا جون عزیزم رو میگم که یه مامان داره مهربون وخونگرم ودوست داشتنی
.(قبل اومدن به تالار باهاشون تلفنی صحبت کرده بودم ومتوجه شدم چقدر خونگرم وبا محبت هستند)
اونجا پرنیان بلاچه و فاطمه جون که من عاشق این دختر خاله های نازنین هستم رو هم دیدم که به همراه مامانهای دوست داشتنیشون اومده بودند
.وقتی بهشون سلام کردم فاطمه خیلی سنگین ومتین گفت سلام وپرنیان هم با تمام انرژی وناز واداش گفت سلام بوسیدمشون
.

نمیدونم چرا بعضی از بچه ها رو نمیشناختم ووقتی از مامانشون میپرسیدم اسم فرشته مهربونشون چیه تازه یادم میومد الهی قربونشون برم
.
بعدش از صورت ماه سهند جون که دیدمش پی یه صورت شبیه به خودش گشتم ومامان مهربونشون رو پیدا کردم واقعا مامان دوست داشتنی وبا محبتی بودند لبخند زیباش صورت ماهش رو زیبا تر میکرد یه مامان خنده رو وخوش اخلاق
.

وسطای برنامه هستی جوجو با مامان عزیزشون دیدم که خیلی خیلی ذوقیدم وکلی هم هستی خوش ژست رو نازش میکردم تا بهش میگفتند می خوایم عکس بگیریم دستاش رو میذاشت زیر صورت ماهش خیلی هم شبیه به مامانش بود 

هستی جو جو ی من والیانا خسته 
اونجا عسل رو دیدم وندا رو دیدم هوچهر رو دیدم دیبا وپرند رودیدم وای دیگه کیو دیدم چقدر خشحال بودم ولی....
اونجا یکی رو ندیدم یه مامان مهربون یه مامان با محبت یه مامان که اول وآخر هر چی مامان خوبه یه مامان که من به عشق دیدن روی ماه اون اومده بودم هاله عزیزم واقعا جات خالی بود نازنینم و ارشیای گلم که خاله هی قربونش میره نبود
.
سحر جونم جای شما هم خیلی خالی بود واینکه وقتی برگشتیم بابا احمد یادش اومد که چرا لوح تندیس رو براش نگرفتی ومن در اون لحظه زدم تو سر خودم که ای دل غافل چرا یادم رفت وخیلی افسوس خوردم ببخشید 
برنامشون .................... خیلی برنامه نبود خب به قول خانم بهاره رهنمای پر انرژی امیروز همه چی یهویی وواقعا سورپرایزه
.
همیشه یه چیزای دست به دست هم میده تا خوب پیش نره به هر حال مجریان عزیز خیلی مراسم رو گرم کردند و نذاشتند همینطور یخ زده بمونه مخصوصا بهاره رهنمای عزیز با خوندن شعر زیبایی از خودش (قسمتی )
شب من با رویای از تو آغاز میشود
با رویایی زنی که آخرین پلک را میزند وبه خواب میرود وخواب میبیند که روز بعد را هم با تو آغاز میکند 

اونجا از الهام پاوه نژاد عزیز هم به خاطر وبلاگ مادرانه اش دعوت کردند که برای دخترش کردیا می نویسد واونهم به یه جمله زیبا از کتاب شازده کوچولو اشاره کرد که ما انسانها در عصر تنهایی بسر میبریم با وجود اینهمه آدمهای دور وبرمون
.

اونجا با خانم پولاد زاده عزیز آشنا شدم .
موقع نظر سنجی من با اینکه اصلا دوست نداشتم اینطور بشه وخود هاله عزیزم حضور داشته باشه وازشون برای وبلاگ مادرانه اش برای ارشیا گلی تقدیر بشه وهیچکس هم به جای اون نمیشه رفتم وجایزشو رو گرفتم اول اسم ارشیا جانم رو گفتند ومن از همین جا به ارشیای گلم تبریک میگم وبه مادر عزیزش بیشتر تبریک میگم که با محبت که به همه داره وعلاقه ای که برای ثبت روزهای زندگی پسرش تبریک میگم هاله عزیزم امیدوارم شاهد موفقیتهای بیشتر شما دوست عزیز وپسر گلت باشیم .
پنج نفر برتر تا اونجا که یادم میاد این دوستان عزیز بودند :
ارشیا گلی تبریک بیکران برای پسرنازنین ومادر بی نظیرش 
هستی جون نوشین عزیز تبریک مخصوص برای اینکه شما تنها وبلاگ برتری بودی که برای دختر نازنینت مینوشتی وبه وجود دختر نازنین افتخار کن .
آرش وروجک آرزوی عزیز تبریک بسیار منو از اینطرف آبهای خلیج بپذیر 
یونا جون لیلی عزیزم امیدوارم شاهد موفقیتهای بیشتر شما ویونای عزیز باشم
.
سامی عزیزبه شما دوست عزیزم هم تبریک میگم میرم ببینم کدوم بلاگی نازنینم
به همتون تبریک میگم وامیدوارم روزی در موفقیتهای برتر خودشون شرکت کنیم وکنار هم جمع بشیم
.
الیانا جون مامان هم لوح تقدیرشو دریافت کرد به همراه یک کادو از طرف خانوم پولاد زاده ولی هنوز نمیدونم چه رتبه ای رو در
بین بعد از ۵ نفر برتر آوردیم .



یونا اینجا ....

یونا اونجا...

یونا همه جا ولی نمیشد درست ازش عکس گرفت 


الیانا ونمیدونم این پسمل خوشتیپ اسمش چیه 

این خانومای خوشگل که معرف حضور همه هستند هستی جون
فاطمه نازنین
پرنیان بلاچه
الیانا شیطون

این خانوم مجری یکی از برنامه های تلویزیونی هستند
.

وندا جون هستی جون والیانا جون

عاشق این صمیمیت معصومانه بچه ها هستم 

این دختر ناز(هانا) داره با خودش فکر میکنه این دوستای شیطون بلا از کجا پیداشون شده 

چه زود باهم ارتباط بر قرار کردند 

عسل
هستی
وندا
هوچهر 

کجا میتونید مهربونتر از قلب بچه ها پیدا کنید که به این زودی با هم مچ بشند خنده مستانه سر بدهند 

گرفتن عروسکها ی خوشگلشون از خانم پولاد زاده عزیز

چه مشتاقند برای دیدن کادوهاشون 

بچه ها جونم هنوز هیچی نشده دلم برای تک تکتون تنگیده بوس